12

محیط زیست دریای خزر

طول و عرض دریای خزر به ترتیب 1204 و 204 کیلومتر و مساحت آن 436000 کیلومتر مربع است. عمق متوسط آن در حدود 180 متر برآورد شده است. سه بخش شمالی، جنوبی و میانی که عمق و بستر متفاوتی از یکدیگر دارند بر اثر برجستگی زیر‌آبی در امتداد ارتفاعات قفقاز به وجود آمده‌اند.
نمک‌های محلول در آب دریای خزر با آب اقیانوس‌ها متفاوت است. در حاشیه شرقی خزر میانی کولاب قره بغاز قرار دارد که با ویژگی‌های خاص خود بر عجایب طبیعی بزرگ‌ترین دریاچه افزوده است. این کولاب به صحرای گرم و خشک ترکمنستان مشرف است. دریای خزر از نظر صید ماهی اهمیت بسیار دارد و ماهیان خاویاری آن دارای شهرت جهانی هستند. سالیانه حدود 300 تن خاویار از صید این ماهی‌ها به دست می‌آید. حدود 90 درصد خاویار جهان نیز از این دریا به دست می‌آید. در این دریا حدود 100 گونه ماهی زندگی می‌کند که درحال حاضر تنها حدود 15 نوع آن مورد بهره‌برداری است.
عکس
1- ویژگی های سواحل دریای خزر :
چهره ساحل عمدتاً تحت تأثیر عواملی چون ساختار زمین‌شناختی ناحیه، رژیم امواج و جریان‌ها، ‌تراز آب حوضه، وضعیت فیزیکو- شیمیایی آب و رسوبات ساحلی و نوع فرآیندهای زیستی قرار می‌گیرد. عناصر مهم شکل‌دهندة ساحل در دریای خزر در درجة نخست فرآیندهای زمین‌شناختی است که در دو میلیون سال گذشته چهرة عمومی سواحل را به صورت کنونی ایجاد کرده است. رسوبات رودخانه‌ای به همراه امواج و جریانی‌های ناشی از امواج در گستره زمانی با روند کاهش تراز آب از دیگر عوامل شکل دهنده ساحل خزر هستند.
از حدود 4400 کیلومتر خط ساحلی دریای خزر 695 کیلومتر آن در روسیه، 600 کیلومتر در جمهوری آذربایجان، 820 کیلومتر در ایران، 650 کیلومتر در ترکمنستان و 1600 کیلومتر در قزاقستان واقع است. دلتاهای ولگا، ترک و سولاک مهمترین عوارض سواحل دریای خزر در روسیه هستند. ناحیه ساحلی واقع بین ولگا و ترک گسترة همواری است که تنها در برخی نقاط توسط پشته‌های ماسه‌ای ساحلی و دلتاهای رودخانه‌های کوچک قطع می‌شود. باریکة ساحلی داغستان (در روسیه) از باختر توسط کوه‌های قفقاز محدود می‌شود.
ناحیه ی دلتایی سمور مرز جمهوری آذربایجان با روسیه را تشکیل می‌دهد. در بخش های جنوبی  رودخانه سمور سواحل ماسه‌ای- قلوه‌سنگی وجود دارد. در ناحیه کیلیازین (شمال آذربایجان) ادامة ساختار تاقدیسی قفقاز بزرگ به دریا نزدیک می‌شود. از این‌رو، عرض ناحیه ساحلی به 2-1 کیلومتر کاهش می‌یابد،‌در این نواحی عوارض سنگ بستر (در برخی موارد رسوبات پیش از کواترنری) در مرفولوژی ساحلی دیده می‌شود. خط ساحلی دریای خزر در ناحیه آبشوران بر اثر وجود تاقدیس‌ها و ناودیس‌های متعدد حالت منقطع به خود گرفته است.
این عوارض سبب ایجاد دماغه و خلیج در ساحل و جزیره در دریا می‌گردند. دلتای رودخانه ی کورا مهم ترین عارضه در خط ساحلی ناحیة باختری خزر جنوبی است. ناحیة لنکران تا آستارا در جمهوری آذربایجان دارای ساحل ماسه‌ای است که توسط رودخانه‌های کوچک قطع می‌شود. خط ساحلی دریای خزر در ایران نسبتاً ساده است که توسط مرداب انزلی در باختر و خلیج گرگان در خاور قطع می‌شود. رودخانه‌های کوچک بسیاری از ساحل ایران به دریای خزر می‌ریزند که سفیدرود و گرگانرود، تنها رودخانه‌هایی هستند که در شرایط کنونی در داخل دریا دلتا تشکیل داده‌اند سواحل ایران عمدتاً ماسه‌ای است و در بخش‌های مرکزی قلوه‌سنگی و در بخش خاوری به ساحل گلی تبدیل می‌شود. سواحل ترکمنستان بیشتر پوشیده از تپه‌های ماسه‌ای صدفی است که مرداب های قدیمی را از دریا جدا می‌کند و گهگاه توسط گنبدهای حاصل از گل‌فشان‌ها قطع می‌شود. خلیج کراسنودسک و خلیج قره‌بغاز از مهم ترین عوارض سواحل ترکمنستان محسوب می‌شوند. سواحل دریای خزر در قزاقستان گستره همواری است که اکنون خلیج‌های قزاق و کامسامول، دلتای اورال و شبه‌جزیرة مانقشلاق از مهمترین عوارض آن محسوب می‌شوند 
در شرایطی که عملکرد عوامل زمین‌شناختی در زمان‌های طولانی بروز می‌کند و در این بازه زمانی رژیم موج و جریان تغییرات محسوس ندارند، نوسان تراز آب دریای خزر مهمترین عامل در شکل‌دهی ساحل به شمار می‌آید. تغییر تراز آب دریای خزر سبب تغییر تراز عملکرد موج و جریان و تغییر تراز آب زیرزمینی و در نتیجه ایجاد عوارض ریخت شناختی جدید برحسب جنس و شیب سواحل می‌گردد. سواحل دریای خزر را برحسب نوع فرآیندهای غالب در آن (فرآیندهای دریایی نظیر تراز آب، موج، جریان) و فرآیندهای مؤثر از خشکی (رودخانه‌ای) می‌توان به دو دسته کلی سواحل دلتایی و سواحل غیردلتایی تقسیم نمود.
1-1 - سواحل دلتایی دریای خزر
بیش از 130 رودخانه به دریای خزر می‌ریزد که بزرگترین آنها عبارتند از ولگا، اورال، کورا، ترک، سفیدرود، سولاک، سمور و گرگانرود. مجموع حوضة آبریز خزر 5/3 میلیون کیلومتر مربع است. آب ورودی سالیانه به دریای خزر حدود 300 کیلومتر مکعب است که تنها 8% از آن از حوضة‌ آبریز واقع در ایران تأمین می‌شود. رودخانه ولگا 80%، کورا 6%،‌ ترک 3%، اورال 2%، سولاک 5/1%، سمور 5/0% و سفیدرود 5/3% از آبدهی کل رودخانه‌ای به دریای خزر را دارا هستند.
رودخانه‌های بزرگ دریای خزر با آوردن حجم زیادی آب و رسوب به داخل دریا سبب تشکیل دلتاهای گسترده‌ای شده‌اند که بزرگترین آنها دلتای ولگا است که از نظر وسعت یکی از بزرگترین دلتاهای روی زمین است. دلتاهای دریای خزر در بخش‌های شمالی، باختری و جنوبی دریا پراکنده‌اند و بخش عمده‌ای از گسترة ساحلی را تشکیل می‌دهند. بخش خاوری دریای خزر با داشتن آب و هوای خشک اکنون تقریباً‌ فاقد رودخانه و دلتا است.
نوسان تراز آب دریای خزر در مقیاس زمین‌شناختی تأثیرات عمده‌ای بر تشکیل دلتاها داشته است. در زمان پیشروی آب، دلتاهای قدیم توسط دریا پوشیده می‌شدند و دلتاهای تازه به طرف خشکی عقب‌نشینی می‌کردند. در زمان عقب‌نشینی دریا، رودخانه‌ها با قطع رسوبات دلتایی قدیم در داخل دریا پیشروی می‌کردند. برای توسعه دلتاهای بزرگ بهترین حالت پایداری تراز آب حوضه است. در زمان پایداری نسبی تراز آب دريای خزر در کرانه‌های دلتاها بارهای بزرگ رسوبی تشکیل شده است. آثار دلتاهای گذشته و همراه آن خطوط ساحلی قدیمی بر روی خشکی امروزی از تراز مطلق 140 متر و در بستر دریای امروزی تا تراز مطلق 50- متر مشاهده می‌شود.
1-2- سواحل غیردلتایی دریای خزر
سواحل غیر دلتایی خزر عمدتاً تحت تأثیر عملکرد موج، نوسان تراز آب و فعالیت های زیستی و شیمیایی تشکیل شده اند. نوسان تراز آب در همه سواحل اثر خود را بروز می دهد. عملکرد موج به شیب ساحل بستگی دارد. فعالیت های زیستی و شیمیایی علاوه بر نوع بستر دریا و شرایط انرژی آب وابسته به  شرایط آب و هوایی منطقه است. سواحل خاوری دریای خزر بیشتر متأثر از فعالیتهای زیستی و شیمیایی است و به عنوان سواحل کربناته شناخته می شوند. سواحل جنوبی و باختری خزر عمدتاً حاصل توزیع رسوبات رودخانه ای توسط امواج و جریانهای حاصل از امواج است که به عنوان سواحل تخریبی شناخته می شوند.
1-3- ویژگی های ساحل ایران در دریای خزر
مهم ترین پدیده زمین‌ساختی ساحل ایران وجود رشته کوه البرز است که سواحل ایران را محاصره کرده و به واسطة چند گسل بزرگ با اختلاف ارتفاع زیاد از ساحل متمایز است. بستر دریا در سوی ساحل ایران نیز ساختاری ناهمگن دارد به‌طوری که در بخش مرکزی آن حوضه پر ژرفای خزر قرار می‏گیرد. در این بخش ژرفای 100 متر در فاصله 15-7 کیلومتری از ساحل واقع است. در بخش‌های خاوری و باختری ساحل ایران، بستر دریا کم‌شیب است چنان که ژرفای 100 متر در بخش باختری در فاصله 40-20 کیلومتری از ساحل و در بخش خاوری در فاصله 70-60 کیلومتری آن قرار می‌گیرد.
عکس

طبقه بندی سواحل ایرانی دریای خزر و نیمرخ های فلات قاره آن

1- منطقه آستارا-رضوانشهر؛ 2- منطقه انزلی رودسر؛ 3- منطقه رامسر-نور؛ 4- منطقه نور-نکا؛   5 - منطقه گلستان (جنوب خاوری)

ساحل ایران در جنوب دریای خزر به طول حدود 800 کیلومتر دارای شکل نسبتاً ساده‌ای است که تنها در باختر، توسط مرداب انزلی و در خاور توسط خلیج گرگان قطع می‌شود. عرض ساحل از حدود یک کیلومتر در بخش میانی تا حدود 60 کیلومتر در بخش دلتاهای بزرگ (سفیدرود و گرگانرود) تغییر می‌کند. در ساحل ایران پدیده‌های بازر (از بستر کم‌ژرفا به سوی کوه‌های حاشیه ساحل) عبارتند از: تپه های ماسه‌ای روی بستر، پشته های ماسه‌ای روی ساحل، تپه های ماسه‌ای بادی، مرداب ها، پستی‌ها و پیش‌تپه‌ها (ساحل پرشیب پیش از تپه‌ها و کوه‌ها) که همه‌ آنها در یک منطقه ساحلی کمتر با هم دیده می‌شوند. بر اساس اندازه ذرات رسوب، سواحل ایران را می‌توان به سه نوع ماسه‌ای (سواحل گیلان و خاور مازندران)، قلوه‌سنگی (باختر مازندران) و گِلی (گلستان) تقسیم بندی کرد.

متناسب با رسوبات ساحل، با افزایش ژرفا، رسوبات بستر نیز ریزدانه‌تر می‌شوند که این امر به شیب بستر، انرژی امواج و آورد رسوب رودخانه‌ای بستگی دارد. بخش کم‌ژرفای بستر (تا ژرفای 10 متر) نیز تا حدودی به تبعیت از وضعیت عمومی بستر دریا در بخش مرکزی از انزلی تا ساری دارای پهنه کمی است (حدود 2 کیلومتر) و در ناحیه باختری عرض بخش کم‌ژرفا 10-15 کیلومتر و در بخش خاوری حدود 30 کیلومتر است. اما در بسیاری نقاط برخلاف شکل بستر کم‌ژرفای دریا، شیب و گسترة ساحل در خشکی متفاوت است. در بخش مرکزی گیلان و بخش خاوری مازندران، رسوبات رودخانه‌ای و دلتایی (سفیدرود، پل‌رود،‌ هراز، تجن، تالار و بابل) پهنه کم‌شیب و گسترده‌ای تشکیل داده‌اند. در بخش باختری گیلان برخلاف بستر دریا، ساحل خشکی باریک و پرشیب است. در بخش باختری مازندران همانند بستر کم‌ژرفا، ساحل خشکی نیز باریک و پرشیب است. در منطقه گلستان، ساحل نیز همانند بستر کم‌ژرفا،‌ گسترده و کم‌شیب است.

عکس

پراکندگی رسوبات ریزدانه در بخش خاوری از خط آب و در بخش باختری از ژرفای 5/2 متر آغاز می‌شود. در ناحیه دلتای سفیدرود از ژرفای 5 متر و در نقاط دیگر ساحل ایران، وجود رسوبات رسی از ژرفای 8 متر آغاز می‌شود. به این ترتیب در بخش عمده بستر کم‌ژرفای ساحل ایران، رسوبات ماسه‌ای غالب است. حدود 60 رودخانه از ساحل ایران به دریای خزر می‌ریزند که رسوبات آنها عمده‌ترین منبع تأمین رسوبات ساحلی‌اند. این رودخانه‌ها اکنون حدود 40 میلیون تن رسوب در سال، وارد دریا می‌کنند که دو سوم آن، تنها توسط سفیدرود تأمین می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهند که منطقه باختر مازندران و گلستان در طول خط ساحلی فاقد پشته‌های ساحلی‌اند که این امر علت‌های متفاوتی دارد. در ناحیه باختر مازندران ساحل و بستر پرشیب است و در نتیجه عمل امواج، رسوبات به سوی پایین‌دست دریا حرکت کرده و بارهای زیرآبی را تشکیل می‌دهند. در این منطقه، بلافاصله پس از خط آب، گستره پیش‌تپه‌ها آغاز می‌شود.

در منطقه گلستان، ساحل و بستر بسیار کم‌شیب است، در نتیجه، ژرفای کم آب مجال ورود امواج به ساحل و تشکیل پشته‌های ساحلی را نمی‌دهد. در این منطقه، در نواحی ورود رودخانه‌ها به دریا، مرداب تشکیل شده است،‌ نمونه ‌بارز آن در ناحیه گرگانرود است. این مرداب در برابر نوسان تراز آب دریای خزر به سرعت واکنش نشان می‌دهد، به‌طوری که در سال 1376 خورشیدی با کاهش تراز آب دریای خزر در دو سال پیش از آن به سرعت در حال خشک شدن بود. در دیگر نواحی خط ساحلی ایران در نتیجه عملکرد امواج بر ساحل، پشته‌های ماسه‌ای ساحلی به ارتفاع حدود 2 متر تشکیل شده است. برحسب این که شیب ساحل خشکی چگونه باشد، در برخی نواحی به خصوص در ناحیه مرکزی گیلان و خاوری مازندران، مرداب در پشت تپه‌های ماسه‌ای تشکیل شده است.

نمونه بارز آن را در محدوده انزلی تا رودسر می‌توان مشاهده کرد. در این مناطق پهنه ساحلی وسیع و کم‌شیب است. بارندگی زیاد و سطح آب زیرزمینی بالا در این مناطق سبب تشکیل مرداب در پشت تپه‌های ماسه‌ای ساحلی می‌شود. مرداب‌ها به شکل منفرد در نواحی مختلف ظاهر می‌شوند که در برخی نواحی عرض آنها به حدود 300 متر می‌رسد.

 

2- گیاهان و جانوران دریای خزر :

2-1 باکتری ها :

در تمامی دریای خزر، تاکنون بیش از ٢٠٠ باکتری هتروتروف شناسایی گردیده که متعلق به ٦٠ گونه و ٢٢ واریته از جنس های با سیلوس، پرودوموناس، مایکروکوکوس، سارکینا و کروموباکتری ها می باشند.

 

2-2 مخمرها :

در سرتاسر دریای خزر، تاکنون ١٣ گونه مخمر شناسایی شده است. تمامی آنها به تعداد کم فقط در خزر شمالی یافت شده و بعضی از آنها فعالانه نفت و مشتقات نفتی را مورد مصرف قرار می دهند.

 

2-3 گیاهان عالی (ماکروفیت ها) :

در دریای خزر، به استثنای قسمت هایی که دارای آب کاملا شیرین است، کلا پنج گونه گیاه عالی از انواع مختلف در قسمت های دریا یافت می شوند. این گیاهان همگی متعلق به گیاهان گلدار بوده و در مناطق کم عمق ساحلی دریای خزر و در بسترهایی با جنس های متفاوت زندگی می نمایند. اکثر این گیاهان به مصرف تغذیه ماهیان و پرندگان آبی رسیده و گونه های مختلف ماهیان، بی مهرگان و بچه ماهیان در آنها زندگی می کنند.

 

2-4 گیاهان پست :

جلبک های دریای خزر که جزو گیاهان پست محسوب می شوند، به صورت پریاخته، تک سلولی و گاهی اوقات دارای ساختمان بافتی می باشند. انواع مختلف آنها در دریای خزر مختصرًا به شرح زیر است:

سیانوفیسه ها (Cyanophyta) جلبک های سبز آبی

جلبک های زرد طلایی (Chrysophyta)

جلبک های آتشی یا دینوفلاژله ها

جلبک های سبز (Chlorophyta)

این جلبک ها بیشتر شاخص آب های شیرین اند و در دریاها در محدوده های خاص جغرافیایی زیست می نمایند. در دریای خزر ١٣٩ گونه از آنها شناسایی شده که عمدتا در خزر شمالی و در مصب رود ولگا می باشند. جنس های غالب آن پروتوکوک، زیگنما و تاحدی کمتر دسمیدیوم است. انواع کلادوفور و کتومورف دارای زندگی بنتوزی می باشند. گونه های مهم آنها شامل گونیوم، ولوکس، رایزوسولونیوم، کلرلا واسپیروژیرا می باشند.

جلبک های قهوه ای (Phaeophyta)

جلبک های قرمز(Rhodophyta)

 

2-5 بی مهرگان :

قسمت عمده موجودات دریای خزر از بی مهرگان تشکیل یافته اند و تاکنون٧٧ درصد کل فون دریای خزر را تشکیل می دهند. فراوان ترین آنها از نظر گونه، مژکداران، نماتودها، گردان تنان، آنتن منشعب ها وناجور پایان تشکیل می دهند. دارای انواع پلانکتونی و بنتوزی می باشند که در ذیل به انواع مهم و فراوان آنها اشاره می شود.

آمیب ها یا (Rhizopoda) ریشه پایان

خورشید زیان یا (Heliozoa)

اسفنج ها یا (Porifera) روزنیان

 

2-6 پرندگان :

دریای خزر محل مناسب و پناهگاه امنی برای بسیاری از ا نواع مهم پرندگان، خصوصًا جهت زمستان گذرانی است و گروه هایی از قبیل مرغابی ها، غازها، قوها و چنگرها از غرب سیبری و خزر- نیل به آنجا مهاجرت می کنند. در مناطق حفاظت شده دریای خزر تعداد ٣١٢ گونه پرنده شناسایی شده است.

 

2-7 خزندگان :

در دریای خزر فقط ٢ گونه مار بی زهر دریایی وجود دارد که از بچه ماهیان و دیگر موجودات تغذیه می کنند.

 

2-8 پستانداران :

در دریای خزر فقط ١ گونه پستاندار منحصر به فرد به نام فک دریای خزر وجود دارد که در همه جای دریا انتشار دارد ولی محل اصلی آن در خزر شمالی است. تعداد آنها در حال حاضر حدود ٥٠٠ تا ٦٠٠ هزار رأس برآورد شده است.

عکس

فک دریای خزر (Pusa caspica) یکی از پستانداران کمیاب آب‌زی دنیاست که فقط در دریای خزر و رودخانه‌های منتهی به آن زندگی می‌کند. رنگ بدن در پشت خاکستری و در ناحیه شکم سفید است و خالهای تیره رنگ درشتی نیز در پشت حیوان وجود دارند. جفت گیری در اواخر بهمن ماه با بروز جدال های سختی میان نرها آغاز می شود. دوره بارداری مثل اسب حدودأ یازده ماه است و در اواخر دی ماه سال بعد روی توده های یخی یک یا دو بچه به دنیا می آورد.به دلیل افزایش سرعت رشد، دوره شیر خوارگی آنها حداکثر تا دو ماه و نیم می باشد. فک خزری به‌طور میانگین ۱٫۵ متر طول و ۶۸ کیلوگرم وزن دارد و یکی از کوچک‌ترین انواع فک به شمار می‌رود. فک‌ها در آب زندگی می‌کند و تنها برای زادآوری، و گاهی برای استراحت به ساحل می‌آید. در خشکی بسیار کم‌تحرک ولی در آب بسیار فعال است و با کمک پاهای خود به سرعت شنا می‌کند. فک‌ها از دست‌هایشان برای حفظ تعادل استفاده می‌کنند. فک‌ها جانوران زیبایی هستند. بدن این پستاندار برای زندگی در آب تغییراتی کرده‌است. میان انگشتان دست و پای آن پرده‌ای وجود دارد که باعث می‌شود دست‌ها و پاها شبیه باله‌ای برای شنا شود. پاها در انتهای بدن و در امتداد دم قرار گرفته‌اند. به‌همین‌دلیل فک‌ها نمی‌توانند به‌راحتی روی زمین راه‌بروند. فک‌های دریای خزر مهاجرت سالانه منظمی دارند. آنها به دمای آب بسیار وابسته‌اند. وقتی دمای آب افزایش می‌یابد، آن‌ها به بخش‌هایی که آب عمیق تر و قاعدتاً سردتر است، مهاجرت می‌کنند. در زمان‌های گذشته، تعداد زیادی از فک‌ها برای استفاده از پوست و گوشتشان شکار می‌شدند. در حال حاضر هم هر سال تعداد زیادی از آنها در تورهای ماهی‌گیران گرفتار می‌شوند. نقش فک‌ها در طبیعت با خوردن آبزیان بیمار و ایجاد تعادل در جمعیت آن‌ها، در اکوسیستم دریای خزر نقش مؤثری دارند. این گونه تنها پستاندار دریای خزر محسوب می‌شود و به دلیل صید بی‌رویه و به‌هم خوردن شرایط زیستی و کاهش شدید جمعیت نیازمند حمایت بین‌المللی است.

 

2-9- ماهیان جنوبی دریای خزر :

عکس

خانواده : Cyprinidae

نام علمی : Capoeta capoeta gracilis

نام انگلیسی : Lenkoren

نام فارسی : سیاه ماهی، گل خور، تیل خوس

خصوصیات کلیدی : یک جفت سبیلک، آخرین شعاع غیر منشعب باله پشتی ضخیم بوده و تا حدی دندانه دار است. فرمول دندان حلقی 4.3.2 - 2.3.4 . ارتفاع بدن %24 - 21.2، طول ساقه دمی %19 - 15.9 ، طول سر %26.5 - 23.8 و قطر چشم %6.6 - 4.7 طول استاندارد است. دهان بزرگ و عرضی می باشد (اغلب مستقیم بوده و حالت هلالی ندارد).

اندازه : حداکثر طول استاندارد 35 سانتی متر

منشا : آب شیرین این زیر گونه خاص [endemic] خزر است.

پراکنش : قسمت های پایین رودهای حوزه خزر, سفید رود، اترک و ...

تغذیه : حشرات آبزی مثل شیرونومیده، دیاتومه ها

تولید مثل : نرها در سن 1 تا 2 سالگی و ماده ها در سن 2 تا 3 سالگی بالغ می شوند. در فصل بهار از اسفند تا تیرماه تخم ریزی می کند. (اوج تخم ریزی ماده ها در اردیبهشت و نرها در فروردین است)

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی و صید ورزشی دارای اهمیت می باشد. در برخی از کشورهای آسیایی اقدام به پرورش آن در استخرهای خاکی کرده اند.

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Cyprinidae

نام علمی : Carassius auratus

نام انگلیسی : Silver crucian carp, goldfish, prussian carp

نام فارسی : کپورچه یا کاراس (مازندران)، ماهی طلایی (خوزستان)

خصوصیات کلیدی : رنگ بدن متمایل به نقره ای، باله پشتی طویل و دارای خار قوی دندانه دار، دندان حلقی یک ردیفی

اندازه : حداکثر طول و وزن 35 سانتی متر و 1.2 کیلوگرم. متوسط طول و وزن آن در حوضه دریای خزر 218 میلی متر و 290گرم. نمونه های با طول 280 میلی متر 5 ساله بوده اند.

منشا : آب شیرین

پراکنش : قسمت های پایین رودهای حوزه خزر

تغذیه : زئوپلانگتون ها، فیتوپلانگتون ها، حشرات آبزی، سخت پوستان

 تولید مثل : "فصل بهار. دمای 22 - 18 درجه سانتی گراد. دارای تولید مثل به روش "بکرزایی" می باشد. به همین دلیل در برخی مناطق بیش از 90 درصد نمونه های بررسی شده، جنسیت ماده داشته اند. سن بلوغ 4 - 2 سالگی است."

اهمیت اقتصادی : در حال حاضر مقدار زیادی از صید ماهیان تالاب انزلی را به خود اختصاص داده است. اما ارزش اقتصادی زیادی ندارد، ضمن آنکه به عنوان یگ گونه غیر بومی آثار منفی بر روی گونه های بومی از طریق رقابت غذایی و استفاده از اسپرم سایر ماهیان جهت تولید مثل دارد

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Petromyzontidae

نام علمی : Caspiomyzon wagneri  

نام انگلیسی : Caspian lamprey

نام فارسی : مارماهی دهان گرد

خصوصیات کلیدی : دارای دو باله پشتی نزدیک به هم. یک سوراخ بینی در بالای سر. هفت جفت سوراخ آبششی در دو طرف سر. دهان قیفی شکل. در قسمت کناری حفره دهان چهار دندان با فرمول 1-1-1-1 و 3 تا 5 دندان بر روی قسمت میانی. باله سینه ای و شکمی ندارد.

اندازه : حداکثر طول کل و وزن 55.3 سانتی متر و 206 گرم

منشا : دریای خزر

پراکنش : قبلاً به صورت عمده در خزر میانی و شمالی و رودهای ولگا، اورال، ترک و کورا و به طور پراکنده در خزر جنوبی یافت می شد. ولی اطلاع دقیقی از پراکنش آن در حال حاضر وجود ندارد. این ماهی برای تولید مثل به رودخانه ها مهاجرت می کند. نمونه های بالغ در فصل مهاجرت به رودخانه، در نزدیک بستر و یا کنار رودخانه حرکت کرده و زمستان را در رودخانه و در لا به لای تخته سنگ ها می گذرانند. آموسیت های جوان در قسمت هایی از رودخانه که دارای بستر قلوه سنگی با مقداری رس و مواد پوسیده گیاهی و جانوری باشد به سر برده و با گذشت زمان به قسمت های پایینی رودخانه و لا به لای گیاهان آبزی می روند.

تغذیه : آموسیت ها از دیاتومه ها و مواد پوسیده گیاهی و جانوری و نمونه های بالغ از جلبک ها و گیاهان آبزی و یا ماهی ها تغذیه می کنند (پوست، مخاط پوست و گوشت این ماهی سمی است). تولید مثل: فصل تخم ریزی از اواخر اسفند تا اوایل اردیبهشت در بستر سنگلاخی و قلوه سنگی انجام می شود که البته نرها و ماده ها بعد از تولید مثل می میرند. میزان هماوری مطلق بین 17 تا 21 هزار می باشد.

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی دارای اهمیت می باشد و از نظر آبزی پروری نیز در مرحله آزمایش قرار دارد (این ماهی در کشور ایران مصرف نمی شود).

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد. ولی از سال 1996 در جمهوری قزاقستان در لیست گونه های در معرض خطر قرار گرفته است.

عکس

خانواده : Clupeidae

نام علمی : Clupeonella cultriventris caspia  

نام انگلیسی : Common Kilka Sprat

نام فارسی : کیلکای معمولی

خصوصیات کلیدی : بدن نسبتاً پهن و ارتفاع بدن در حدود 27 - 21 درصد طول استاندارد می باشد. سر کوتاه و پهن است. فاصله دو چشم 17.5 درصد طول استاندارد است. دارای کیل شکمی مشخص و به تعداد 29 - 24 عدد می باشد. خارهای آبششی 62 - 49 عدد و باله سینه ای نوک تیز می باشد. تعداد ستون های مهره 45 - 43 عدد اندازه: حداکثر طول استاندارد 14.5 سانتی متر

منشا : دریای خزر

پراکنش : سرتاسر دریای خزر. اغلب در نواحی کم عمق (حداکثر تا 100 متر). به رودهای ولگا، اورال و ترک هم وارد می شود.

تغذیه : از زئوپلانگتون ها تغذیه می نماید.

تولید مثل : در فصل تابستان در دریا مهاجرت هایی جهت تخم ریزی دارد. دمای مناسب جهت تخم ریزی 10-8 درجه سانتی گراد و عمق 30-6 متر می باشد. در یک تا دوسالگی به بلوغ جنسی می رسد. هماوری مطلق آن 60،000-9،500 عدد می باشد.

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد.

وضعیت انقراض : در این مورد اطلاعات کافی برای اظهار نظر وجود ندارد.

عکس

خانواده : Clupeidae

نام علمی : Clupeonella engrauliformis

نام انگلیسی : Anchovy Kilka, Anchovy Sprat

نام فارسی : کیلکای آنچوی

خصوصیات کلیدی : بدن باریک و ارتفاع بدن در حدود 19 - 16 درصد طول استاندارد، سر کوتاه و پهن و فاصله بین دو چشم 18.5 - 16 درصد طول استاندارد. شکم گرد و با 31-23 scute. خارهای آبششی 67 - 56 عدد. باله سینه ای نوک تیز می باشد.

اندازه : حداکثر طول استاندارد و حداکثر وزن، 16.5 سانتی متر و 26 گرم

منشا : دریای خزر

پراکنش : در مناطق باز خزر میانی و جنوبی و بخش های عمیق (بیشتر از 20 متر) خزر شمالی

تغذیه : پارو پایان 90 تا 97 درصد غذای کیلکای آنچوی را تشکیل می دهند.

تولید مثل: نرها در یک سالگی و ماده ها در دو سالگی به بلوغ می رسند و جهت تخم ریزی در فصل تابستان مهاجرت هایی را در داخل دریا دارند. و تخم های شناوری را در آب ها رها می کنند.

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی دارای اهمیت می باشد.

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Clupeidae

نام علمی : Clupeonella grimmi

نام انگلیسی : Big - eyed Kilka, Southern Caspian Sprat

نام فارسی : کیلکای چشم درشت

خصوصیات کلیدی : بدن نسبتاً باریک، ارتفاع بدن در حدود 22 -17 درصد طول استاندارد. سر دراز و باریک و فاصله بین دو چشم در حدود 15-13 درصد طول استاندارد. کیل ناحیه چشم تیز و برنده و با دست لمس می گردد و به تعداد 32 -26 Scute. خارهای آبششی به تعداد 51-42 عدد و باله سینه ای تقریبا گرد است.

اندازه : حداکثر طول 14.5 سانتی متر و وزن آن حداکثر 20 گرم می باشد.

منشا : دریای خزر

پراکنش : خزر میانی و جنوبی

تغذیه : از زئوپلانگتون ها تغذیه می نماید.

تولید مثل : نرها در یک سالگی و ماده ها در دو سالگی به بلوغ جنسی می رسند و جهت تخم ریزی مهاجرت هایی در دریا دارند. زمان تکثیر آن فصل بهار و تابستان می باشد.

اهمیت اقتصادی : از نظر تجاری و شیلاتی با اهمیت می باشد.

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Clupeidae

نام علمی : Clupeonella grimmi

نام انگلیسی :  Big - eyed Kilka, Southern Caspian Sprat

نام فارسی : کیلکای چشم درشت

خصوصیات کلیدی : بدن نسبتاً باریک، ارتفاع بدن در حدود 22 -17 درصد طول استاندارد. سر دراز و باریک و فاصله بین دو چشم در حدود 15-13 درصد طول استاندارد. کیل ناحیه چشم تیز و برنده و با دست لمس می گردد و به تعداد 32 -26 Scute. خارهای آبششی به تعداد 51-42 عدد و باله سینه ای تقریبا گرد است.

اندازه : حداکثر طول 14.5 سانتی متر و وزن آن حداکثر 20 گرم می باشد.

منشا : دریای خزر

پراکنش : خزر میانی و جنوبی

تغذیه : از زئوپلانگتون ها تغذیه می نماید.

تولید مثل : نرها در یک سالگی و ماده ها در دو سالگی به بلوغ جنسی می رسند و جهت تخم ریزی مهاجرت هایی در دریا دارند. زمان تکثیر آن فصل بهار و تابستان می باشد.

اهمیت اقتصادی : از نظر تجاری و شیلاتی با اهمیت می باشد.

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Cyprinidae

نام علمی : Alburnus alburnus

نام فارسی : ماهی مروارید

خصوصیات کلیدی : تعداد مهره های بدن : 44-41 ؛ تعداد شعاعهای باله دمی: 19 بدن کشیده و از طرفین فشرده است. دهان فوقانی است. قاعده باله مخرجی طویل تر از باله پشتی است. ناحیه شکم، بین باله شکمی و مخرجی، دارای فلس می باشد. پهلوها و شکم به رنگ نقره ای است."

اندازه : حداکثر طول کل و وزن 25 سانتی متر و 60 گرم

منشا : آب شیرین

پراکنش : قسمت های پایین و دلتای رود ولگا

تغذیه : پلانکتون ها، کرم ها و لارو حشرات.

تولید مثل : در 2 تا 3 سالگی بالغ می شود. تخم ریزی از فروردین تا خرداد ماه است. تخم ریزی توأم با سر و صدا و در هنگام شب صورت می گیرد. ماهی نر در این زمان دارای دانه های مروارید شکل بر روی سر و پشت می گردد. تخم ها چسبناک بوده و به گیاهان آبزی و سنگ ها می چسبد. متوسط هماوری 1500 عدد تخمک است و دوره انکوباسیون بر حسب دمای آب حدود 7 روز طول می کشد

اهمیت اقتصادی : از فلس های آن مروارید مصنوعی می سازند.

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد

عکس

خانواده : Clupeidae

نام علمی : Alosa brashni kovi

نام انگلیسی : Brazhnikov's shad

نام فارسی : شگ ماهی، دلگینی، شگ ماهی دریایی

خصوصیات کلیدی : بدن کم ارتفاع و چشم ها ریز (قطر چشم ها 5-5/4 درصد طول بدن) است. خارهای آبششی 44-25 عدد و کلفت و درازند. دندان ها بر روی استخوان های کام، زبان و استخوان دمر خیلی نیرومندند. باله های سینه ای معمولاً وسعتی کمتر از 1 درصد بین قاعده باله های سینه ای و شکمی را می گیرند. به ندرت بر روی بدن لکه هایی وجود دارد.

اندازه : حداکثر طول استاندارد 50 سانتیمتر

منشا : دریای خزر

پراکنش : به عقیده برخی ماهی شناسان این گونه در خزر دارای 8 زیر گونه (A.b. agrachanica, A.b.autumnalis, A.b.brashnikovi, A.b.grimmi, A.b.kisselewitschi, A.b.nirchi, A.b.orientalis, A.b.sarensis) می باشد که آقای Hoestlandt در سال 1991 آنها را در گونه جدیدی به نام Alosa maeotica خلاصه کرد. البته رای نهایی در این زمینه باید با اجماع متخصصان خزر انجام شود.

تغذیه : گاوماهیان و گل آذین ماهیان

تولید مثل : در 3 سالگی بالغ می شود و در طول زندگی خود تا 5 مرتبه تخم ریزی می کند.

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد.

وضعیت انقراض : در لیست خطر ICUN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Clupeidae

نام علمی : Alosa caspia caspia  

نام انگلیسی : Caspian shad

نام فارسی : زالون - شگ ماهی

خصوصیات کلیدی : تعداد ردیف های عرضی فلس در محور طولی بدن 54-49 عدد. خارهای آبششی 130-115 عدد. مهره در ستون مهره 52-47

اندازه : حداکثر طول کل و وزن ، 32 سانتی متر و 120 گرم

منشا : دریای خزر

پراکنش : سرتاسر دریای خزر

تغذیه : زئوپلانکتون ها، سخت پوستان و ماهیان ریز

تولید مثل : درسن 3-2 سالگی به بلوغ جنسی می رسند و در فصل بهار تخم ریزی می نمایند. معمولاً وارد مصب رودخانه ها جهت تخم ریزی می گردند.

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی دارای اهمیت تجاری می باشد.

وضعیت انقراض : درلیست خطر ICUN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Gobiidae

نام علمی : Alosa kessleri

نام انگلیسی : Black -backed shad

نام فارسی : شگ ماهی پشت سیاه، شگ ماهی دیوانه، زالوم

خصوصیات کلیدی : بدن دراز و کشیده، خارهای آبششی 89-60 عدد و دندان ها دیده می شود. اندازه چشم ها متوسط، فلس ها محکم روی پوست قرار دارند. پشت سر و پشت ماهی سیاه است.

اندازه : حداکثر طول استاندارد 52 سانتی متر و متوسط وزن 550 گرم

منشا : دریای خزر

پراکنش : این زیرگونه به ندرت در خزر دیده می شود و تراکم آن بیشتر در خزر جنوبی می باشد.

 تغذیه : ماهیان خزر (کیلکا و نقره ای پهلوماهیان) و سخت پوستان. در تابستان و پاییز برای جستجوی غذا به خزر جنوبی مهاجرت می کنند.

تولید مثل : در 6-5 سالگی بالغ می شود. زمان تخم ریزی از اواخر فروردین تا اواخر خرداد ماه است و به این منظور از دریا به سمت رودخانه های ولگا و اورال مهاجرت می کند. این ماهی پس از تخم ریزی می میرد.

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی دارای اهمیت می باشد.

وضعیت انقراض : در فهرست خطر IUCN قرار ندارد.

عکس

خانواده :   Cyprinidae

نام علمی : Aspius

نام انگلیسی : Asp, redlip, caspian or south caspian asp

نام فارسی : ماش ماهی mash mahi

خصوصیات کلیدی : تعداد مهره های ستون فقرات 51 - 49 ( اغلب 50). فرمول دندان حلقی 5.3 - 3.5

اندازه : طول و وزن به ترتیب 567 - 380 میلی متر و 2241 - 631 گرم طول کل برای سنین 3،4،5،6 سال عبارت است از 396 ،460 ،521 ،567 میلی متر

منشا : آب شیرین پراکنش :  آب های ساحلی دریای خزر و رودهایی که به آن می ریزند. نمونه هایی از این ماهی در دریاچه سد ارس وجود دارد.

تغذیه : از گاو ماهی، شیشه ماهی (Atherina boyeri) و سرخ باله (Scardinius erythrophthalmus) و سیم پرک (Blicca bjoerkna) تغذیه می کند.

تولید مثل : زمان تخم ریزی بهمن و اسفند ماه، در بسترهای سنگلاخی و قلوه سنگی، میزان هماوری مطلق 264250-49300 عدد تخم و قطر تخم 1.5-1 میلی متر می باشد.

اهمیت اقتصادی : از نظر شیلاتی، آبزی پروری و صید ورزشی دارای ارزش اقتصادی می باشد.

وضعیت انقراض : در این مورد اطلاعات کافی برای اظهار نظر وجود ندارد.

عکس

خانواده :  Cyprinidae

نام انگلیسی : Grass Carp, White Amur

نام فارسی : علفخوار - آمور alaf khaar , amur

خصوصیات کلیدی : بدن کشیده ولی از پهلوها فشرده نیست. طول استاندارد بدن 3.8 تا 4.8 برابر ارتفاع بدن. دندان حلقی دو ردیفی 5.2 - 1.4 یا 4.2 - 2.5 یا 4.2 - 2.4 یا 5.2 - 2.4.

اندازه : حداکثر طول و وزن به ترتیب 1 متر و 32 کیلوگرم

منشا : آب شیرین (به خزر پیوند زده شده است و در مرداب انزلی)

پراکنش : حوزه جنوبی خزر و رودهای اورال، ولگا، اترک و دلتاهایشان

تغذیه : گیاهان آبزی، لارو حشرات آبزی، زئوپلانگتون ها و سخت پوستان.

تولید مثل : در ایران تکثیر طبیعی ندارد. (برای تکثیر طبیعی نیاز به رودخانه های سیلابی با آب زیاد و دمای نسبتاً گرم داشته که این شرایط تا حدی فقط در رودخانه کارون فراهم است اما گزارشی از تکثیر طبیعی آن در دست نیست)

اهمیت اقتصادی : از این گونه جهت کنترل گیاهان آبزی مزارع پرورش ماهی و تالاب ها، دریاچه های طبیعی، کانال های آبیاری و همچنین پرورش در استخرهای خاکی استفاده می شود

وضعیت انقراض : در لیست خطر IUCN قرار ندارد.

عکس

خانواده : Cyprinidae

نام علمی : Cyprinus

نام انگلیسی : Common carp, mirror, leather, European or German carp, koi

نام فارسی : کپور، کپورآینه ای، کپور رشتی (در خوزستان)

خصوصیات کلیدی : سطح پشتی قهوه ای زیتونی می باشد. قسمت شکم زرد، باله های شکمی، سینه ای و مخرجی متمایل به قرمز. دارای دو جفت سبیلک، آخرین شعاع غیر منشعب باله پشتی قوی و دندانه دار است. دندان حلقی سه ردیفی با فرمول 3.1.1-1.1.3. نمونه های وحشی که به صورت طبیعی در دریای خزر وجود دارند دارای بدنی استوانه ای و کشیده هستند و نمونه های پرورشی دارای بدن پهن می باشند.

اندازه : طول و وزن در سواحل ایران 197 تا 765 میلی متر و 157 تا 7250 گرم و سن از 1 تا 9 سال می باشد (طول متوسط 38 سانتیمتر و سن 3تا4 سال).

منشا : آب شیرین

پراکنش : رودهایی که به خزر می ریزند. قسمت هایی از خزر که شوری بسیار کمی دارد. در 5 سال اخیر زیستگاه شان را در سواحل شرقی گسترش داده اند

تغذیه : در تالاب ها و استخرهای پرورشی تا حد زیادی از شیرونومیده و در دریای خزر از نرم تنان، سخت پوستان، کرم ها و مواد پوسیده گیاهی و جانوری تغذیه می کنند.

تولید مثل : نمونه هایی که در خزر زندگی می کنند برای تخم ریزی به رودخانه ها مهاجرت می کنند. تخم ریزی در اردیبهشت، خرداد و تیرماه بر روی گیاهان آبزی دریاچه ها و یا بستر رودخانه ها در دمای حدود C°23-17 صورت می گیرد. هماوری مطلق 96 هزار تا 8/1 میلیون تخمک می باشد و سن بلوغ 3تا4 سالگی است

اهمیت اقتصادی : همه ساله بین 1تا2 هزار تن از این ماهی در سواحل جنوبی دریای خزر صید می شود. نمونه هایی از آن جهت پرورش در استخرهای خاکی به اغلب مناطق ایران منتقل شده است.

وضعیت انقراض : در این مورد اطلاعات کافی براي اظهار نظر وجود ندارد.

عکس

خانواده : Esocidae

نام علمی : Esox lucius

نام انگلیسی : Pike

نام فارسی : اردک ماهی، چکاب، شوک

خصوصیات کلیدی : دهان بزرگ، پوزه کشیده و منقار مانند، بر روی آرواره دندان ها قوی بوده و باله چربی ندارد و باله پشتی در انتهای بدن در بالای باله مخرجی است.

اندازه : حداکثر طول و وزن به ترتیب 150 سانتیمتر و 35 کیلوگرم است. میانگین طول و وزن به ترتیب 379 میلیمتر و 610 گرم.

منشا : آب شیرین

پراکنش : حوزه جنوبی خزر، دلتای ولگا، اورال، کورا و دیگر رودها. قسمت هایی از خزر که شوری بسیار کمی دارند؛ اگرچه در سال های اخیر در مناطقی با شوری ppt7-5 نیز مشاهده شده است. چون این ماهی برای شکار کردن بین گیاهان مخفی می شود، وجود گیاهان آبزی برای زیستگاه آن ضروری است

تغذیه : از ماهی کاراس، گامبوزیا، شیشه ماهی، کفال سالینس، تیزه کولی و کولی تغذیه می کند.

تولید مثل : زمان تخمریزی از بهمن تا فروردین در محلی پوشیده از گیاهان آبزی به خصوص نی، و آبی که دمای آن C° 14-8 باشد. میزان هماوری به ازای هر کیلوگرم وزن بدن 45-40 هزار عدد و حدود تغییرات 220000-7000 عدد است

اهمیت اقتصادی : دارای ارزش صید ورزشی و اقتصادی می باشد. تخم این ماهی سمی است.

وضعیت انقراض : درلیست خطر IUCN قرار ندارد.